تبليغاتX
واحه ای در لحظه
 
واحه ای در لحظه
 
 
به یاد داشته باش که امروز طلوع دیگری ندارد
 
بازم از همون شبایی که دلم یه عـــــــــالمه پ.ن می خواد (یعنی یه راست برو سر اصل مطلب)اما خوش ندارم اول پ .ن ها بنویسم پ.ن یه جور دیگه می نویسم


*.اتفاقی این جمله رو دیدم و خیلی خوشم اومد شاید تو قبلا شنیده باشیش(در میان هر سیب دانه محدودیست/در دل هر دانه سیب ها نامحدود/چیستانیست عجیب/دانه باشیم نه سیب .)


**.می خوایم داداش بزرگه رو دومادش کنیم افتادیم دنبال عروس حالا نگرد کی بگرد این بشر اگه به خودش باشه تا ابد یالقوز می مونه به زور راضیش کردیم یه مارمولکی هس که نگو یه شرطایی میذاره آدم انگشت به دهن می مونه.بهم می گه اگه واسم یه نمونه عالی پیدا کنی یه لب تاپ پیشم کادو داری؟
منم گفتم:لب تاپ نمی خوام به عوضش شمام واسه ما یکی رو جور کن؟!
اگه بدونید چه قیافه ای شده بود حسابی کفری شد!
منم کلی به قیافش خندیدم بعدش خودشم خندش گرفت و گفت :یعـــــــــــنی خیــــــــــلی پروئی!!!


***.موقع لباس جمع کردن واسه فوتبال یکی از شلوارک ها رو می نداخت رو پامو می گفت اینم تو بپوش آخه من نمی دونم ننه ام فوتبالیست بود؟ ننه نن جون آقام فوتبالیست بود؟ کیم فوتبالیست بود؟(از تو خانومای فامیل)که حالا من بخوام دومیش باشم؟


****.ایرانسلم قاطی داره ها؟! یکی از همین شبای قشنگ و پر ستاره که خوابم نمی برد گفتم یه تفالی به حافظ بزنیم البته با ایرانسل، کد مربوطه رو ارسال کردم به شماره مورد نظر، یه فال قشنگ درومد خوشم اومد مثه بچه ها دوباره ارسال کدرو امتحان کردم ،یه فال دیگه، این بار اصن خوب نبود انتهای فال دومی نوشته بود برای دریافت پیامک بامزه این کد رو ارسال کنید ،منم خوشم اومد گفتم الان یه جکه باحال برام می فرستن آخر شبی یه کم می خندیم ،یه دفعه دیدم این اس ام اس اومد:
دیگه نه به این شماره زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم جدی جدی گفتم(به اینجای پیامکه که رسیدم جونم به لبم رسید خدا نکشدت دختر به کی اس ام اس دادی نصفه شبی ؟دنیا جلو چشام تیره و تار شد بعدش آب دهنو قورت دادمو بقیشو خوندم)
می خوام خطمو بفروشم  با پولش ناز نگاتو بخرم
اولش این شکلی شدم:
بعدشم :من غلط بکنم دیگه کد روانه این ایرانسل بی جنبه کنم!


*****.احساس می کنم هر اونچه رو که می خواستم، داده حتی ...برای من همین قدر هم کافیست چیز دیگری نمی خواهم


******.راستی تا یادم نرفته آدرس وب دلارام جوون.تازه به ما پیوستن نگران نباشین من از طرف همتون بهش خوش امد گفتم
گفتم دیگه؟؟؟...نگفتم
حالا کار از محکم کاری عیب نمی کنه یه بارم شما بگید


*******.(24 آذر) نمی دونم می تونم چیزی رو تغییر بدم یا نه؟

********.خدایا به خاطر تمامی داشته ها و نداشته هایم شکر

شبی آروم داشته باشید


قربان  سر شما:الی(تازه آخرشم می خواستم بنویسم تماس فرت)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 23:35  توسط واحه ای در لحظه  | 
اهلا و سهلا


البچه ها چطورید؟؟


دیگه روحیه تنوع طلبمونم داره فوران میکنه فوج فوج یکی بیاد جمش کنه


واسه تنوعتون قالبمو عوض کردم این قالب فرق فوکوله یه قالب با عسک دونفرِ از منو آقامونه


همیشه نسبت به من مهربون بوده خودش اون بالا نشسته منو گذاشته اون پایین ، بذارین ببینم..


نه ببخشید اون بالاییه منم، نه اینکه جفتمونم سفیدیم اینکه کدوممون منم تشخیصش مشکله یه نیگاه بکنید ببینید چه عقشولانه نیگام میکنه


قربون چیشای عسلیش


البته من از رو گوشم راحت تر شناسایی میشم اگه دقت کنید می بینید که گوش سمت چپ ما(میشه راست شما) لب پرشده آقامون یه شب احساسات ازدستش در میشه و گوشمونو گاز میگیره این میشه که لب پر میشه(هیجانه دیگه هیچ کاریش نمی شه کرد)

بگذریم نگید که الهام تاخچه بالا میذاره مارو می بینه می گه سرم شلوغه اونوخ پشت سر هم آپ می کنه که از دستتون شاکی میشم راستیاتش یه چی مونده بود تو گلوم که اگه نمی نوشتمش خفه می شدم

اینطوری شروع شد:

گفت:می تونم یه انتقاد در مورد نوشته هات داشته باشم؟
من:چرا که نه؟ خوشحال میشم
گفت:قول میدی ناراحت نشی؟
پیش خودم گفتم مگه چی می خواد بگه باشه قول میدم
گفت:تعادل نداری یا خیلی جلف می نویسی یا خیلی خشک و خشن
یعنی هفت پشت جد وآبادمو آورد جلو چشامتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com انگاری داشت بهم فحش میداد
قول دادم ناراحت نشم ولی شدم با خودم که رودرواسی ندارم

شب اول :هر کاری کردم نتونستم بخوابمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شب دوم:چرا همچین چیزی رو گفت؟

شب سوم:غیر مستقیم گفت...حتما حسودی میکنه پیشی دستش یه گوشت نمی رسه میگه پیف پیف !!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شب چهارم:یه دور آرشیومو از اول می خونم همچین پر بی راهم نگفته

شب پنجم:شیطونه میگه بزنم همشو پاک کنما فرشتهه میگه،خله این رمان نیست که تخیل کرده باشی و بعدش خوشت نیاد و بخوای پاره پورش کنی و دور بندازیش و دوباره از اول تخیل کنی خووب نیگاه کن تو هر سطرش زندگی جریان داره بد یا خوب زشت یا زیبا  کم یا زیاد هر چی که هست حقیقتِ میتپه
خب قبول دارم که خوب نمی نویسم چون کارم این نیست اما هر از گاهی دوست دارم که بعضی از چیزا در گذر زمان به عنوان یه خاطره ثبت بشه و به یادگار بمونه قلم رو اونجور که دوس دارم می چرخونم
از دستتون دلخور نیستم شاید اولش یه کم ...ولی حالا نه! شما نظرتو گفتی
دیدی آدمایی رو که خیلی سریع با حرف طرف مقابل بهم می ریزن دنیاشون با یه حرف کوچیک تو زیرورو میشه ؟!
پس هم مراقب حرف زدنت باش و هم مراقب چیزایی که می شنوی
اونطور حرف نزن که امیدی رو از کسی بگیری و اگه چیزی رو شنیدی اونقدر باورش نکن که دیگه دنیات باورت نشه


پی نوشت:کارم سروته نداره تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدرست در مواقعی که انتظار نداری میام مینویسم یه وقتم می بینی مدتهاست ازم خبری نیست نوشتن شرایط ویژه می خواهد که خب همیشه مهیا نیست!


پی نوشت2:برای اولین بار عدس پلو پختم تو شرکت اکثر دوستان آمدن و یه کم از دست پختم را چشیدند جالب است اولش همه می گفتن به به چه چه!! یه کم که گذشت یکی گفت روغنش کم بود آن یکی گفت خوشمزه بود چون سوزانده بودی و یکی دیگرگفت نمک نداشت نمی دانم به به چه چه شان برای چه بود؟؟؟تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پی نوشت۳:    

و چنان بیتابم

              که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه.

    دورها آوایی است،

         که مرا می خواند

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 19:53  توسط واحه ای در لحظه  | 
 
  بالا